|
پريشب با همين دين توماس خودمون داشتيم از مهموني خونه فرد اينا برمي گشتيم كه يه سايه اي تو خيابون نظرمو جلب كرد. دين اصلا عين خيالشم نبود و
"ندهنده ي نظره الهي پترس شود"
|
About![]()
سلام....من ساحره م!!اوایل اینجا هری پاتری می نوشتم ولی به این نتیجه رسیدم که موضوع خیلی وقته خز شده!!تازه شم بیشتر از اون حرفم نمی اومد درباره ش و هی ور زیادی و تکراری می زدم!!این بود که تصمیم گرفتم بزنم تو کار خاطراتم و یادااشتام!!دیدم هی نشد!!!این بود که تصمیمی کبری وار گرفتم که با داداش گلمون لرد سالازار نوشتنو ادامه بدیم...اگه تو کامنت زدن دقت کنین مام انرژیمون چند برابر میشه...و وای به حال اون روز چون می ترکونیم جهانو!! حالا داریم واستون!!!و اینکه من دارم معرفی رو مینویسم گلی داداشمونو نشون میده و اینکه من از طرف ایشون وکیلم!!(بعععععععله!!)و بلعکس!!خلاصه هستیم در خدمتتون!! Archivesدی 1388آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 AuthorsساحرهLord Salazar Links
(t.A.T.u Avril) |